همیاری برای مونا زارعی
دختری روی تخت آی.سی.یو در بیمارستان جکسون میامی فلوریدا
O liberty! Liberty!
How many crimes are committed in thy name, (1)
Look like the innocent flower,
But be the serpent under’t (2)
1- Madame Roland
2- Shakespeare

اگر راست است که هر کسی يك ستاره توی آسمان دارد، ستاره ی من بايد دور، تاريك و بی معنی باشد. شايد من اصلاً ستاره نداشته ام. (بوف كور، صادق هدايت)
و آن دو جسم سنگی پريده رنگ
شامگاه كه خاطر ماه
از جنون ماهيان قرمز و سياه توی حوض
می پريشد
گمانم چشمان تواند اما...
نمی دانم
نمی دانم
آن ستارگان ِ در پس ابرهای شوریده
چشمان تواند
آيا؟
I feel empty without you
Writing words impromptu
Know rose grows without cause
Lo! Love glows without pause
حس مي كنم دچار احمقانه ترين مفهوم انتزاعي و پيچيده ترين سوء تفاهم انساني شدم! كلاسيك مي خونم . رومئو و ژوليت رو تموم كردم امروز. اين ورس بالا مال خودمه . متن پايين هم از اكت پنج رومئو و ژوليت:
Romeo
If I may trust the flattering truth of sleep,
My dreams presage some joyful news at hand.
My bosom's lord sits lightly in his throne,
And all this day an unaccustomed spirit
Lifts me above the ground with cheerful thoughts.
I dreamt my lady came and found me dead -
Strange dream that gives a dead man leave to think! -
And breathed such life with kisses in my lips
That I revived, and was an emperor.
Ah me, how sweet is love itself possessed,
When but love's shadows are so rich in joy!
|
آسمان به دوش داشتم شهر چشمانْت را پرسه مي زدم!
من خس صحرا نيستم هر جا كه پا بگذارم وطن كنم اينجا كه بشكفم، بهارم ... ... ای تو بهار من ای آفتاب من سال هاست اينجا همه ی فصل ها زمستان اند. چترت را ببند شعر ديگری بگو - جور ديگری بخند بغض هات را ترانه كن بخوان برای من ... اينجا سال هاست همه ی فصل ها زمستان اند.
پ.ن: هم سطر هم سپید سه ساله شد . |
|
|
|
و باز هم آن روز در قيل و قال شوم كلاغان پاييز آمده بود... تو كه يادت هست، نيست؟ چترت را ببند من سال هاست به خيس شدن زير باران عادت دارم و اينكه هر سه شنبه تمام رشت را در نور نارنجی تير چراغ برق های خيابان پياده زير پا بگذارم
|
|
|