تبليغاتX
هم سطـر هم سپیــد
هم سطـر هم سپیــد
جنگل جدال قیچی اعداد بود و مه

        رشت 

 

یکشنبه صبح ، قهوه تلخ و تراس و کوه

یکشنبه صبح ، نم نم اسفند روی دشت

در آسمان تراکم یک فرصت سپید ، تکرار 7 بود که آهسته می گذشت

777،777،7

77،777

7

تکرار بی نهایت این قیچی سپید ، هاشور تیره ای زده در نخ نمای دشت

جنگل جدال مه زده اش را وسط کشید ، جنگل جدال قیچی اعداد بود و مه

سیال غمگنانه یک بختک سیاه ، بر شانه های شرجی اسفند گشت و گشت

در ناگهان ممتد یک شیهه ی زمخت ، باروت و سرب داغ فضا را مچاله کرد

تالاب در هجوم غژاغیژ غوک ها ، سرید در سکوت زمین لحظه ای پلشت

در آسمان مدام وزیدن گرفته بود ؛ بارانی از تراوش ... قیچی ... رسوب ... پر

88،888،8

88،888

8

شاعر نشست ، قافیه ها را ردیف کرد ، پایان بیت آخر ، امضا ... ( نقطه چین )

خانم به خانه آمد ( یک 8 در سبد ) شاعر ، کباب قیچی ، باران ، غروب رشت ...

حسن روشان            




+ نوشته ی نعیم ندائی